تبليغاتX
تایاق
طنز

 

سوال ریاضی

 

به استناد آمار مدیر کل بهزیستی استان گلستان :

بخش داشلی برون ترکمنصحرا با 22 هزار نفر جمعیت ، هزار معلول دارد . شهرستان گنبد کاووس با 290 هزار جمعیت دارای چهارده هزار معلول است . 2400 روانی شناخته شده در کل استان  موجود باشد ، حساب کنید آدمهای سالم را.

 

تذکر :  برای  رسیدن به جواب مناسب  آقای غلامعلی سوسرایی فرماندار گنبد کاووس را در مخرج بگذارید .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 22:29  توسط تایاق  | 

 

 عوض گله ندارد

 

به ماتقلیچ دده گفتم لباس روحانی برایت  خوب میاد ، گفت :  رفتم لباس امام جمعه  بی پیاز را  ازش گرفتم !

 گفتم :  امام جمعه را لختش کردی؟

گفت: سی سال است ما را لخت میکنند !!!  چه میشه یک دفعه نیز ما لختشان کنیم !!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 21:28  توسط تایاق  | 

 

 

 

رأی از شما تصمیم با ما ، نفس  از مخرج  بگیرید ....

 

 

آیت الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در آستانه سالروز تأسیس شورای نگهبان گفت :

 در انتخابات طبق قانون عمل و سلامت آن را تضمین می کنیم .

 

والله بر منکرش لعنت ، ملت شریف ایران ، چرا شیرفهم نیستید؟ نگرانید کسانی  حافظ رای شما نیستند ؟چرا نگران هستید که مبادا در انتخابات تخلف شود! چرا نگرانید از اینکه منتخبین شما به مجلس و دولت ، شورا و خبرگان راه خواهند یافت ؟ شورای نگهبان این کار را انجام میدهد ، آنها حافظ رای شما هستند . آی نسل اتقلاب  با شمام ، برید از پدرانتان بپرسید ، انتخابات در زمان شاه ملعون به چه شکلی بود ؟  وزارت کشور هرکاری که می خواست انجام میداد ، هر کی می خواست از صندوق بیرون می آمد ! اکنون شورای نگهبان پدر وزارت کشور را در میارد ..آی مردمی که در عمرتان بیست ندیده اید ، بیست اصل قانون اساسی به شورای نگهبان اختصاص دارد . مجلس بدون شورای نگهبان زکی ! اعتبار قانونی ندارد .یعنی اگر اتفاقی  بیافتد و جنتی را ذات الریه  بگیرد  مجلسی وجود نخواهد داشت . آی مردمی که  98 درصد نخوانده به اصل 98  قانون اساسی رای داده اید ، خبر دارید  طبق این اصل ، تفسیر قانون را به احمد جنتی داده اید ، حالا بتمرگ ...

آقای جنتی معتقد هستند که قانون انتخابات بخش ثبت نام از کاندیداها اصلاح شود ، این چه وضعی است؟

یک نفر رئیس جمهور می خواهیم هزار نفر کاندیدا می شوند  . ما که کمباین نیستیم شبانه روز درو کنیم ، باید وقت داشته باشیم وضو گرفته با خدای خود خلوت کنیم . میدانم مجلس هشتم خ...ا........هایش جفت است ، ولی جرأتی به خرج دهند ، برای رقابت به ریاست جمهوری پنج نفر کافیست ، از این پنج تا : یکیش میره خود کشی میکنه ! آن دیگری  را چنان تحت فشار قرار میدهیم  ، قبل از دیوانگی استعفا خواهد داد  !  میریم به زندگی خصوصی سومی ،  بدنامش میکنیم تا از اعتبار بیافتد ......  میمونه دونفر .

به یکی اکسیژن می بندیم ، دیگری را بدون کپسول وارد صندوق میکنیم ! کاندیدای بدون گاز خود بخود داخل صندوق تلف میشه ، اونیکه دهن به  اکسیژن است از صندوق  سالم درمیاد . وقتیکه شیر کپسول اکسیژن را ما داریم ، میاد  به نام خدا  و مردم قسم میخوره تا نفسش را از جای دیگر بگیره !!!!!  ولسلام ......................

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 3:35  توسط تایاق  | 

 

 

عرفان خروسی !!!!

 

در کنار مغازه محله مان رو به خورشید نشسته بودم ، دوستم گلوی،  تازه به تربیت معلّم قبول شده بود ، از اینرو در کوچه و خیابان دست به کتاب میگشت. نه با کتاب دبیرستانی، بلکه با کتب دانشگاهی با آرم آموزش عالی بود .

 بوقت مهمانی  نیز ، کتاب متفرقه پرحجمی را با خود حمل میکرد.

 نزدم آمد ، احوالپرسی کرد. دیدم با کتاب شعری ور میرود، پرسیدم : از کتابخانه می آیی ؟ گفت : نه. این کتاب شعر است ، به زبان خودمان ، به زبان سیستانی . کسیکه سروده  نماینده مجلس است .. گفتم بخوان ببینیم ، گفت : حالی ات میشه ؟ شعر در مایه های عرفان است ، سنگین است ، هضمش مشکله .

گفتم : حالا شعر سیستانی را بخوان شاید فهمیدم ، من که در محله شما بزرگ شده ام .

کتاب را ورق زد و  شعری را چنین قرائت نمود :

دیروز خروس تو اومد ، مرغ ما را پروند....... گفتم ، آی بی پیاز فهمیدم،  از عشق میگه .

 گفت  : خیلی  پرتی  بابا ، عرفان است ، معادل بیت حافظ .. دوش در حلقه ما قصه گیسوی نوبود....

 منظور خداست ، درعشق خروس تجلی می یابد .

گفتم : بنازم به خروس  و مرغی که عشقشان  خدایی است و تخمشان این همه طرفدار دارد

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 21:59  توسط تایاق  | 

 

پدر بزرگ

 

ماتقلیچ دده را به باغ وحش بزرگ شهر کلن  بردم ، در ورودی باغ وحش  تصویر بزرگی از یک میمون را زده بودند که دندانش بیرون میزد.

ماتقلیچ دده گفت : میمون دارد برای ما می خندد.

گفتم : او ادعایی دیگر دارد.

 گفت : چه ادعایی ؟

زیر تصویرش به آلمانی نوشته بودند : من میمون نیستم ! پدر بزرگتم !.

 ماتقلیچ دده گفت : آی پدر بزرگ بی پیاز ، ما را به چه روزی انداحتی ؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 2:27  توسط تایاق  | 

 

 

تروریسم

 

تروریسم بحث داغ کلاس بود ، دختری از ترکیه و مسلم ، میگفت : تروریسم را با اسلام نباید قاطی کرد. آدم کشی در اسلام جایی ندارد و بشدت از آن دفاع میکرد . آلمانیهای کاتولیک و چند نفر روس ارتدوکس هم بودند ، به غیر از من  لا مذهب یک ایرانی  متعصب دیگری نیز بود که خود را از نواده گان داریوش کبیر میدانست ، میگفت من از پرزین آمده ام !!!  کؤزینیکا ، دوست بسیار عزیز آفزیقایی و چند نفر آتائیست  دیگرنیز ترکیب کلاس را تشکیل میدادند . خانم معلم به ترتیب  نظرات را می خواست .  آیا اسلام با تروریسم ارتباط دارد ؟  آیا یک مسلمان می تواند فناتیک باشد؟ چه فرقی بین اسلام و اسلام رادیکال وجود دارد ؟ بین موافقین و مخالفین جار و جنجال بود .

 نوبت به من رسید، معلم پرسید : تایاق نظر شما چیست ؟

خودم را آماده این سوال کرده بودم ، گفتم :  حکایت تروریسم فراتر از اسلام و مسیحیت  بوده است ، به نظر من آدم و حوا تروریست بودند!!!!  به کاتولیکها برخورد ، اعتراض کردند ،

 گفتم : دلیل دارم ، توضیح میدهم ، مگر جنگ قابیل با هابیل بر سر چه بود؟ آنها به خاطر خدا نجنگیدند ؟ قابیل به خاطر خدا هابیل را نکشت؟  جنگ بین آنها ایدولوژیک بود . در آن زمان پیشرفته ترین اسلحه ، سنگ بود که قابیل برای رسیدن به اهدافش استفاده کرد . رقیبش را حذف  فیزیکی کرد . حالا دست قابیلیان ، موشک و نارنجک و خمپاره افتاده است  ، مگر غیر از این است ؟  معلم گفت : وای تایاق  خفه شو ... این نظر را جای دیگر نگو !!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 15:17  توسط تایاق  | 

 

 

زنگ انشاء

 

معلم، موضوع انشاء را روی تخته سیاه نوشت ، علم بهتر است یا ثروت ؟

کمی از فواید علم توضیح داد ، بعد نظرات ما را خواست . همه بر تری علم را با دلایلی که از معلمان یاد گرفته بودیم تشریح کردیم . تنها جما گفت : ثروت بهتر است .

معلم رو به جما کرد : پسرم علم را نمیشه دزدید! ولی ثروت را میتونه دزد بزند. جما پر تحرکترین، در عین حال شرورترین ما بود ، روزی نبود بدون دعوا و شکایت به منرل برگردد.از اینرو معروف به جما( بؤق) شد..

چند روز پیش در چهار راهی منتظر تاکسی بودم ، اتومبیلی جلویم سبز شد ، شناختمش ، معلم دوران ابتدایی بود!! بازنشست شده ، با ماشینش مسافرکشی میکرد ! صحبتها گل کرد خاظرات زنده شد،.

گفتم : یادت هست  زنگ انشاء جما گفته بود ثروت بهتر است ، گفت : آری ، من هم تازه به فکر جما رسیده ام ! راستی من در آژانس جما مسافرکشی میکنم !!! وضعش توپ است، تازه چندین سندیکا، اعم از مینی بوسداران و کامیونداران را صاحب است .

گفتم : دزد علم را به مفتش هم نمی خرد ، پاسخ داد : زدن ثروت از جما نیز کار حضرت فیل است ..

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 23:53  توسط تایاق  | 

 

 

 

دومین گرگ درنده نیز به دام افتاد ..(گزل صحرا)

 

به ماتقلیچ دده گفتم : کمیش دپه ایها از دست گرگها می نالند .

ماتقلیچ دده گفت : گوسفندها نیز ازکشتارگاه انسانها می نالند ! نه تنها دست و پایشان را می بندند ، کارد روی حلقوم  گذاشته  با زانوی راستشان نیزبه شکمشان فشار می آورند!!!!!صد رحمت به گرگها... البته تاکید میکنم گرگهای اصلی در لباس میش را از یاد نبرید جوانان ما را فدای ماهی کوچولو میکنند ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 0:41  توسط تایاق  | 

 

 

صندوق امام زمان

 

به ماتقلیچ دده گفتم : بزن به تخته ، ماشالله  نوه هایت به خودت رفته، نه نتها روی پای خود می ایستند،  دست به کمک دیگران نیز دراز میکنند . همین نوه ته تقاریت را میگم ، علاوه بر کار فرهنگی اش رفته مسئول صندوق امام زمان هم شده است ! 

ماتقلیچ دده گفت : آی بی پیاز... اینقدر امام حاضر داریم که به امام غایب زنّاری نخواهد رسید ....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 17:4  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

12.07.2008

 

 دنیای دلّالان..

 

دلّالان ، دنیای عجیب و غریبی دارند ، در ترکمنصحرا شهر آق قلا را میتوان به جرأت شهر دلّالان نامید . از آنجا که میگویند نوع کاردرشکل گیری شخصیت مؤثراست  ، میتوان این تأثیر را در رفتارهای سیاسی و اجتماعی آنها مشاهده کرد ، شاید فکر کنید جامعه فرهنگیان چیزی جدا از این مقوله باشد  ، نخیر، حتی این گروه نیز در آنها الینه شده است . در مدرسه ای تدریس میکردم ، زنگ تفریح که میشد  صحبتها گل میکرد .

 همکارم گفت : ساعت چهار از خواب بیدار شدم .

 گفتم چرا؟

گفت : کار میکنم . کوپن قند میخرم ، می برم گرگان میفروشم !! تا ساعت 8 صبح که زنگ مدرسه به صدا درآید ، پنج هزار تومان سود می برم .

مدیر مدرسه گوشی تلفن را در دست داشت ،  صحبت از فروش لوبیا چیتی و پسته زمینی میکرد!!

 همکار دیگرم صحبت از فروش تیر آهن و سیمان میکرد !! راستی آن دیگری را نگفتم ، بعد ازظهرها با موتورش بستنی میفروخت ، دوره گرد بود به عروسیها سر میزد و بادکنک میفروخت! روزی رئیس آموزش و پرورش خواسته بود که از این کار دست بردارد، گفته بود خبرش از طریق دیگران میرسد ، به شخصیت معلمی خوب نیست. ولی دوستم جواب داده بود : خانه ای ساخته ام بعلت کمبود بودجه سقفش ناتمام مانده است ، اگر شما لطف کنید من میتونم از اینکار صرفه نظر کنم ....

پنجشنبه بازارش دیدنی  وجالب است ، روزی  با فردی هم صحبت شدم که از تهران آمده بود!! دنبال میل لنگ مرسدس بنز میگشت ، گفتم : آی بی پیاز، آق قلا همچو شهری نیست . گفت : تو در بحرش نیستی! بهتر از شهر گل گشاد تهران است ! همه چیر اینجا پیدا میشه. !

امام جمعه ای (از نوع دلال) زاپاس دارند ، برای پیشبرد کارهای دلالی در عرصه های دولتی ، ضمیمه امام جمعه اصلی کرده اند .

 

واآااااااای ی ی ی ی ی اینجا بازار قالی و قالیچه است،  مرکز دلالان ، رفتم آنجا ، داشت  مرادقاقماچ با خودش صحبت میکرد ، قارچینی به قیمت ارزان خریده بود، فهمیدم که دلالان نیز بی قانون نیستند، در قانون دلالان نباید قیمت خرید را دروغ بگی! در اینصورت نان حرام سر سفره میرود!! مردقاقماچ تصمیم داشت  قیمت خرید ش را قانونی بالا ببرد، کلاه فرنگی را روی  برآمدگی دیوار گذاشته با آن صحبت میکرد ! ، دیوار را بفرض دلال میگرفت !

 میگفت : من این قارچین را به شما   10 هزار تومان میفروشم! میدانم پول نداری ، برایت قرض میدم، وقتیکه فروختی میتونی دوباره بدهی، راضی باش  ، با رضایت  بخر، خریدی ؟ مبارکت باشه. خیرش را ببینی .

 میحواهی بفروشی ؟ تو هم دلالی میکنی ؟ باشه ، من خریدارم،  . چونه نزن دیگه ، 20 هزار تومان میدم ؟ عالی  است ، خریدم ، بیا این هم پولت . پولها را میشمرد و روی دیوار میگذاشت . یکی ، دوبار،  با دیوار معامله کرد تا اینکه دیوار بدهکار شد و قیمت خرید نیز به 30 هزار تومان رسید .

دلالی دیگر آمد گفت : ارزان خریدی مرادقاقماچ ، والله نون داره برات .

مراد قاقماچ همینکه متوجه شد ، جا دارد قیمت خرید بالا رود ، به گوشه ای رفت ، دوباره با خودش حرف زد. ایندفعه با پای چپش معامله میکرد، بعد به پای راستش می فروخت ،  قیمت  خرید را به قیمت بورس روز رساند ..  داشتم بازار را به قصد خانه ترک میکردم ، مرد قاقماچ  وارد معرکه شد.

 

 غروب ، در مسجد مردقاقماچ را دیدم ، دو ظرف بزرگ آبگوشت نذری آورده بود، پرسیدم : قارچین چه شد ؟ گفت فروختم ! خدا روزی رسان است .....

دست به یقه گفتم : اعوذوبالله من الشّیطان الرجیم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 5:21  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

10.07.2008

 

سنیهای  آنارشیست....

 

آیت آ... نورمفیدی بامزه ترین روحانی منطقه است که با درایت کامل به نتیجه رسیده ، دشمن از طریق  سنیها ترکمن ممکن است مملکت را بر هم بزنند !!!!! ایشان حق دارند ، چون این سنیها بد مذهب رفتند شورای نگهبان درست کردند ، دست به انقلاب فرهنگی زده خواستند  آنرا به خارج صادر کنند ، ولایت فقیه درست کردند تا به جای هفتاد میلیون تصمیم بگیرد ،  قوانین جزایی ضد بشری درست کرده ، گروه گروه به دار آویختند ، آنها بودند نصرالله درست کردند ، منابع ما را به غارت بردند ، تحریم را باعث شدند ، توریست را با تروریسم قاطی کردند ،  موجب انزوای مملکت شدند ، هسته هایشان را اتمی کردند ، قول دادند پول نفت را سر سفره بیارند ، آنها نمی گذارند  نامهایی چون : سکینه ، صغرا ، ام کلثوم ، ننه خانم  بگذاریم ،  رئیس جمهوری ترکمن احمدی نژاد ، این فرزند ناخلف اوغوزهان را به ما قالب کردند ، گرانی را باعث شدند ، سنگ را به جای سیب زمینی فروختند  ، فاضلاب  شهری را به آب  رودخانه ها بستند تا اینکه ماهیها از کمبود اکسیژن به ما پناهنده شدند  ، دل مردم از دست این روحانیون سنی مذهب خون است ،  ما را مجبور کرده اند نصف شب در صف شیر بیایستیم ، نمازمان را در کوچه ها روی یک تیکه کارتن بجا آوریم ، بیکاری داد میکند ،  ، در صورتیکه بچه های معتاد ما دنبال یک پوک سیگار هستند ، بهترین تریاکها را خودشان میکشند ، به نام  ما مستضعفان بنیاد درست کرده صاحب مرسدس بنز شدند  ، بهترین پستها را قبضه کرده اند ، ما روحانیون شیعه تا بحال چکار کرده ایم ؟  نه شغلی ، نه مقامی ، دست به چونه مان برده تماشا میکنیم .....

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:59  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

09.07.2008

 

شیعیان ریشدار و سنی های بی سبیل

 

اساسنامه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت کشور با امضای رئیس جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در شماره 18385 مورخ 15.12.1386 روزنامه رسمی کشور منتشر گردید.(رسانه های خبری )

 

به ماتقلیچ دده گفتم : محمود یسوی نژاد دم در  حجره شما ایستاده تا فلسفه تدریس کند ! دیگر علماهای حوزه علمیه قم نیز چپ چپ سنیها را نگاه میکنند ، می گویند تحمل آدمهای شبیه  وهابیها و یهودها  چقدر مشکل است ، سطح علمی آنها را باید بالا برد ،  ، آنها را به علوم روز و فنآوری های جدید همانا  در انحصار برادران شیعه است رساند .

ماتقلیچ دده گفت : اعضای این هیأت چگونه است ؟

گفتم : رئیس شورای نمایندگان ولایت فقیه ....

 دبیر شورای نمایندگان ولایت فقیه...

سه نفر اعضای شورای نمایندگان ولی فقیه...

گفت : لطفا ادامه ندهید ، چون در مذهب تسنن ولایت فقیه نداریم ، فقط یک مورد ولایت داریم اونهم مربوط میشه به حق یتیمها ، به آنها بگویید ترکمنها همه یتیم نیستند و احتیاجی هم به ولایت ملایت ندارند .

 من پنجاه سال پیش برایشان درس دادم که حق با کیست !

گفتم چگونه ؟

گفت : در جوانی کامیون میراندم از کوره های آجرپزی بار میزدم ، ماه محرم بود ، روزی کامیون را خاموش کردم و به کارگرانی که همه شان شیعه و سیاه پوش بودند گفتم : کامیون از کار افتاد ، هولش دهید . آنها فریاد میکشیدند با علی مدد، کامیون انگار نه انگار ، هی گفتند یا ..ع.ع ع ...ل..ل ل .ی ی ی.ی ، کارساز نشد که نشد . از شیشه سرم را بیرون آوردم ، گفتم : با با یک دفعه هم عمر بگین . همینکه عمر گفتند کامیون را به کار انداختم .. کارگران دورم را گرفتند ، الا ، بالله یک کار کردید ، تا غروب نگذاشتند برم ، کار و بار مانده بود ، من هم از خر شیطان نیامدم پایین ، هیچ نگفتم ، گفتم : برید از عمر بپرسید ، گفتند یاعلی ، گفتم با با نمی فهمید از عمر بپرسید، بلاآحره  همه  را بین عمر و علی کاشتم ، باز هم ادب نشدند .  حالا آمده اند به من درس بدهند ،  آی. ی ی ی ی بی پیازا....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 22:48  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

06.07.2008

 

چرا هولش میدهید؟

 

سالهاست رسانه های گروهی چون رادیو آمریکا ، دوویچه وله ، بی بی سی، فردا .....حمله اسرائیل به ایران را در صدر خبرهایش دارند. نمیدانم آگاهانه یا نا آگاهانه بسیاری از سایتهای خبری ترکمنها نیز این خبر را نشخوار میکنند،

چنین رفتاری را در ده سال پیش تجربه کردم ، داشتم در شهر کلن در جلوی کلیسای دم میگشتم، خانم و آقایی را دیدم با نشان دادن تصاویری از اعدامیها برای محکوم کردن جمهوری اسلامی امضاء جمع میکردند. همینکه  دیدند موهای سیاه دارم ، پیشم آمدند و گفتند شما ایرانی هستید؟ گفتم : بله.

گفتند ما از سازمان مجاهدین هستیم ، فردا حمله بزرگی داریم ! ارتش آزادی بخش تا تهران می آید و ملت را نجات میدهد. به خانه آمدم و به ماتقلیچ دده گفتم : شما مطمئنی این آدمها مریض نیستند ؟ گفت : به نظر من هرچه زودتر به یک کلینیک روان درمانی باید مراجعه کنند . 

 پسرم  گوش کن ، اتحادیه اروپا و آمریکا دیوانه نیستند، خیلی هم آگاهانه عمل میکنند وبه دنبال منافع خود هستند. دلایل مختلفی را برایت می آورم ، اگر خبرهای  دوویچه وله وصدای آمریکا  و سایتهای مرتبط با آن را دنبال کنی ، از حمله قریب الوقوع اسرائیل خبر میدهند ولی با یک چاشنی!!!! ترکمنستان و آذربایجان را به سوی آتش هولش میدهند . حالا می پرسی  اسرائیل می خواهد با ایران بجنگد ، چرا ترکمنستان  و آذربایجان را هولش میدهند ؟کاملا درست است ، آنها به شیپورجنگ میدمند و بشارت دموکراسی میدهند ، ولی کسی هست از آنها بپرسد ، دموکراسی چه ربطی به جنگنده های میگ 29 دارد ؟ چه ربطی به پایگاههای نظامی دارد؟ آنها خوب میدانند که دموکراسی در بستر جنگ نمی روید . ولی برای دموکراسی در ایران و ترکمنستان و آذربایجان جنگ را از ضروریات میدانند .حالا میفهمی پسرم ؟ دیروز روسیه قرار داد 25 ساله برای خرید نفت و گاز با ترکمنستان بست ، میدانی چه پیامی داد؟ گفت ترکمنستان نفت و گاز فراوان دارد باید ارتش قوی داشته باشد ، ما آنرا مجهز به میگهای جنگنده میکنیم !!! وقتیکه بردی محمدوف با میگ 29 در هوا میگشت ، روسیه شیرگاز ترکمنستان را به دست گرفته بود !!!البته ما میدانیم ترکمنستان نیز همچون ایران با فروش سرمایه نسلهای آینده اش گور خود را میکند. ولی نباید فراموش کرد ، جنگ راه جهنم را هموار میکند ... رقابت روسیه ، اتحادیه اروپا و آمریکا  بر سر منابع نفت و گاز است .

تلاش میکنند  صاحب منابع را ازبالای  آبشار نفت و گاز هولش دهند تا به قعر نیستی درغلطد و خودشان مثل گربه دم سوراخ موش نشینند .

ماتقلیچ دده تاکید میکرد ، آذربایجان و ترکمنستان نباید به روز حسن کچل بیافتند .

 گفتم چی ؟

 این قصه را نقل قول کرد :

اکبر چاقان با تراکتورش آمد پیش حسن کچل ، گفت بیا با هم بریم به صحرا ، همینکه چند فرسنگی از روستا دور نشده بودند، وسط راه پهن گاوی را دیدند ، اکبر چاقان گفت : حسن جان اگر از این گه گاو  بخوری تراکتورم را میدهم به شما، حسن کچل وسوسه شد و گفت: موافقم ، رفت کمی لیسید !!!! تراکتور را گرفت و به راهشان ادامه دادند . برگشتنی باز همان پهن گاو را دیدند ، ایندفعه حسن کچل گفت : چاقان عزیز اگر از این گه بخوری ، تراکتور خودت را میدم به شما . اکبر چاقان فرصت را غنیمت شمرد و رفت کمی از گه گاو را خورد !!!تراکتور را گرفت و به راهش ادامه داد . نرسیده به روستا ، حسن کچل به فکر فرو رفت ، پرسید : چاقان جان ، نفهمیدم چطور شد که موقع رفتن ،تراکتور مال شما بود و برگشتنی هم از آن شماست؟  در این میان گهی که من خوردم  چی شد!!!!!!!!!!!!!!!!!؟

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 18:31  توسط تایاق  | 

یادداشت تایاق

06.07.2008

 

مواظب باش!!

 

به ماتقلیچ دده گفتم :  رئیس جمهور ترکمنستان بلندترین میله پرچم جهان را به ارتفاع 133 متر و به وزن 420 کیلو گرم نصب کرده ، با جنگنده میگ 29 نیز به پرواز در آمده است .

ماتقلیچ دده گفت : آی.ی.ی.ی.ی بی پیاز  مواظب باشه تا به میله برخورد نکنه ...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 15:41  توسط تایاق  | 

یادداشت تایاق

06.07.2008

 

گزینه ها

 

به ماتقلیچ دده گفتم : پرزیدنت بوش میگوید برای رزیم تهران همه گزینه ها روی میز است .

ماتقلیچ دده گفت : آی .ی.ی.ی.ی، بی پیاز، روی میز را ول کن ، پشت میز چه میگذرد !!!!!!!!!!!؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 3:19  توسط تایاق  | 

یادداشت تایاق

05.07.2008

 

خاطرات ورزشی (2)

 

آقا از شما چه پنهان ، دلم هوای  ورزش گرفت . چند مدتی در میان پارک جنگلی زیبا در آلمان دویدم، در نزدیکی پارک، باشگاه زیبایی بود ، رفتم پیش مسئولش و گفتم می خواهم فوتبال بازی کنم ، خوشحال شد و پرسید: از کدام تیم تهران بازی میکردی ؟ شوکه شدم ، من اصلا اهل این کارها نبودم ، در تیم روستا نیز جزء آخرین فردی بودم  در صورت کمبود بازیکن مرا بازی میدادند، ابسایت ، مابسایت هم سرم نمیشد .  دم در دروازه بان حریف می نشستم تا به من پاس دهند . هیچوقت دروازه بان  نشدم  چون بشدت از توپ می ترسیدم ، از همه بدتر توپ رابا سر نمی زدم ، چون یکدفعه امتحان کردم مغزم را تکان داد . ولی اینها را به ایشان نگفتم . گفتم در تیم شهر خودمان بازی میکردم ، البته با لباس ورزشی که پوشیده بودم ، قیافه غلط اندازی داشتم .مسئول باشگاه گفت : روز پنجشنبه ساعت چهار بیا تا مربی اشپسییل(متخصص و حرفه ای )بیاید تا شما را پروفن(امتحان) کند. به خانه آمدم هر چه به روز موعود نزدیکتر میشد ، خوابهای عجیب و غریبی میدیدم ، روز چهارشنبه زنگ زدم ، پرسیدم این متخصص چی را می خواهد امتحان کند؟ گفت : رأکسیونهای دو پا همزمان، تکنیک و قدرت بدنی در فرماتهای مختلف، سرعت ، همینکه گفت استپ با سینه و سر...زانوهایم بی حس شد ، ماتقلیچ دده گوشی را گرفت و گفت: آقا میشه این ترمین را به هم بزنی ؟ وقتیکه حالش خوب شد خودش تماس میگیره ... به زحمت روی صندلی نشستم ، آب سرد نوشیدم تا حالم بجا آید...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 19:20  توسط تایاق  | 

یادداشت تایاق

05.07.2008

 

خاطره ورزشی(1)

 

خلاصه تب فوتبال هم نشست و آلمان با ادعای تمام در مقام دوم قرار گرفت . به یک آلمانی گفتم که اسپانیا حقش بود، گفت : خدا را شکر که 5 هیچ نباختیم . بهش تعریف کردم که در ایران دوست فوتبالیستی داشتم احساس شما را داشت، در سالن ورزشی آق قلا جام رمضان میگذاشتند و شبها گل کوچک بازی میکردند . تیم دوستم افتاده بود در مقابل یک تیم قوی ، قبل از شروع بازی رفتم پیش دوستم ، ناراحت و دلنگران نشسته بود . پرسیدم: خدا بد نده ، طوری شده ؟ گفت :  یک ساعت دیگه با تیم شهید سقر بازی داریم میترسم 20 تا گل بخوریم !! آبرویمان بره . گفتم : آی بی پیاز نرو دیگه ،  بشین چایی بخوریم تا 3 هیچ اعلام کنند ......

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 14:34  توسط تایاق  | 

یادداشت روز

03.07.2008

 

...من الشّیطان الرجیم

 

در سایت ترکمن صحرامدیا ، مصاحبه  با مسئول انجمن ترکمن شهر کلن را میخوانید، ایشان مشکلات عمده خود را عدم همکاری بخشی از ترکمنهای خارج  با دلایل عدم درک و کم بها دادن به فعالیتهای فرهنگی بیان میدارند !!!

به ماتقلیچ دده گفتم نظر شما چیست ؟ ماتقلیچ دده که بیش از من و شما حدیث و روایات خوانده است ، گفت : پسرم حتمأ قصه ساختن خانه خدا را که شنیده ای ؟ گفتم نه. ادامه داد ، وقتیکه ابراهیم خانه خدا را ساخت ، پس از اتمام  پیش خدا رفته پرسیده که خانه مقدس ساخته شد ، به نظر شما کم  کسری که نداره ؟ خدا گفت : آن پیر مرد ریش سفید را که تا آخر برایت مفت کار کرد میشناسی؟ ابراهیم گفت : نه.

 خدا گفت :همان خود شیطان بود. !!!!!

بعد دستی به ریشش کشید و گفت : فکر میکنم به کانون فرهنگی ترکمن شهر کلن نیز شیطان رخنه کرده است وگرنه لزومی نداشت  بخشی از ترکمنهای خارج از کشور فریاد بکشند  اعوذ به الله من الشّیطان الرجیم ...

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 3:26  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

02.06.2008

 

طرح مجازات اعدام برای اخلالگرایان امنیت ملی

 

به گزارش منابع خبری ایران پیش نویس طرحی در مجلس شورای اسلامی تنظیم شده است که مجازات اعدام را برای جرایمی که مخل امنیت روانی جامعه تشخیس می دهد در نظر می گیرد . بر اساس این طرح ، مجازات اعدام همچنین شامل حال دایر کنندگان وبلاگ ها و وبسایت های پورتوگرافی و همچنین آنهایی که (مروج الحاد) تشخیص داده شوند خواهد شد ....( بی بی سی)

 

گفتم : ماتقلیچ دده حواسته جمع کن، این قانون  گل گشادتر از شهر تهران است ، چنان مبهم و وسیع است که در سایه آن هر نوع اعتراضی را میشه در نطفه خفه کرد!!!

 ماتقلیچ دده گفت : بی پیاز عجب قانونی است، البته ما در جامعه جرایمی چون ، راهزنی، سرقت مسلحانه ، تجاوز به عنف ، تشکیل خانه فساد و فحشاء ، قاچاق انسان به منظور سوء استفاده جنسی ، شرارت ، آدم رباعی ، اخاذی نداریم !!!!!! مشکل اساسی همین وبلاگ نویسها و وبسایتها هستند که انشالله با تصویب و اجرای این قانون تیشه بر ریشه شان خواهیم زد .  تمرکز حواس آقای لاریجانی فعلا روی این تبصره است : طناب دار را متهمین بیارند یا اینکه از بیت المال ببخشند .

دیده بان حقوق بشر جهت مبارزه با این قانون پیشنهاد داده است ، تمام مردم ایران هر روز به جای ورزش صبحگاهی ، با طناب دار بازی کنند ، تلاش کنند  با حرکت  سر و گردن ، چگونه میشه حلقه  دار را یک سانتیمتر شل کرده دو دقیقه بیشتر نفس کشید ؟ !!!!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 1:11  توسط تایاق  | 

  تایاق

30.06.2008

 

حرف بزن عبدلناصر

 

به ماتقلیچ دده گفتم : وقت آن رسیده این عبدلناصر زبانش را باز کرده ، بعنوان یک شهروند از حق حقوقش دفاع کند . کاندیدایی که نمیتواند در چنین حالتی از خودش دفاع کند ، چگونه ممکن است در پشت میز پارلمان از ما دفاع کند ؟

تمام مردم آق قلا در خط مقدم اعتراض ، ایشان با سایه اش کلنجار میروند تا پشت سر او قرار نگیرد .

ماتقلیچ دده گفت :  چیزیکه تصورش را نمی کردیم به سرمان آمد !  قرار شد این دو پهلوان به مصاف هم روند ، تبلیغات عجیبی به راه انداختیم ، وعده دیدار روز جمعه میدان بزرگ ترکمنصحرا بود . یکی منصوب به ناصری از تیره رستم  از خطه سیستان  ودیگری ناصر از تیره افراسیاب از خطه ترکان بود . خبر نداریم آن طرف چه حال هوایی داشت. ولی ناصر را به لباس رزم آراستیم ، گرز گران بر کمر و کلاه خوود بر سر گذاشتیم ، هنوز از خانه بدر نرفته بودیم که باد روده  پهلوان، خفیف در رفت ، به رویمان نیاوردیم ، هرچه به طرف میدان نزدیکتر میشدیم صدای باد روده  چون بادکنک می ترکید، گفتیم پهلوان برگردیم ، با این وضع آبرویمان میرود ، گفت نه بابا برید حریف را ببینید  از ترس من شلوارش را خیس کرده ! حق داشت ، تیر ناصر درست بر چشم ناصری نشست ،  نمی دانم چرا ناصر کور شد! گفتیم وقتش است نعره بکش ، ناصر با گریه گفت  : خودم از نعره می ترسم ....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 4:2  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

29.06.2008

 

 

آخرین دستاوردهای آگاه سازی معتادان ..

 

به ماتقلیچ دده گفتم : نمایشگاه آخرین دستاوردهای آگاه سازی مردم در زمینه پیشگیری از اعتیاد و راههای ترک معتادین در تالار فخرالدین اسعد گرگانی به نمایش در آمده است ....

ماتقلیچ دده گفت : ما که تفاوتی بین اولین و آخرین دستاوردها نمی بینیم ! آنچه آخرین باربرای پیشگیری از اعتیاد دیدیم ، دستبند قاپانی، شلاق، باطوم، کابلهای ریزو درشت  ، آویزان وزنه از بیضه، حلقه دار بود . با این التفات خدادادی کسی حاضر نمیشود اعتیادش را ترک کند  ، آن شوربختی هم که شانسش به خاکستر نشسته و به زور به میدان ترک اعتیاد کشیده میشود ، آرزوی تیرباران میکند تا زودتر از این دستاوردهای ترک اعتیاد خلاص یابد !!!

 سگهای موادیاب جدید هم که قرار است دست بسیجیان محترم تربیت شوند هارتر از انسان !در میآیند ، خدا آخرت معتادان و چند درصد غیرمعتاد را بخیر کند ، میترسم این سگهای نگون بخت با گاز گرفتن افراد آلوده معتاد شده  به جای پارس کردن ، خمیازه های عمیقی خواهند کشید ....

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 13:49  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

27.06.2008

 

تعرض دانشگاهی

 

تعرض معاون دانشجویی زنجان به صورت فیلمی در یوتوپ موجود است ، باور کنید با دیدنش شاخ درنمیآرید، چون هر دم از این باغ بری  رسیده و این یکی تازه ترینش نیست . محمد مهدی زاهدی وزیر علوم جمهوری اسلامی تازه از دانشجویان طلبکار است !! چرا با انتشار فیلم باعث جنجال در دانشگاه میشوند. توصیه ایشان این است که در چنین موارد بهترین راه امر به معروف و نهی از منکر است . انعکاس موضوع از طریق فیلمبرداری و انتشار آن غیر قانونی و مصداق اشاعه فحشا است !!!!آقای زاهدی معلوم نکردند که اینجا منکر کیست و معروف چه چیزی هستندولی قبول دارند که در جمهوری اسلامی فحشا وجود دارد ، ولی جایز نبود که نامحرم عالم آنرا تماشا کنند !! . در اینصورت دامنه فحشا بیشتر و در عین حال غیرقانونی  است ! کسی از وزیر علوم نپرسید که منطورش از قانون چیست؟  اگر وجود خارجی دارد چرا در دانشگاهها اجرا نمی شود ؟ خیلی ساده معاون دانشجویی به دختر دانشجو امر کار زشت میکند و دانشجویان نیز ایشان را از این کار نهی میکنند و علوم وزیر نیز منکر همه چیز است  . خدا عاقبت همه را به خیر کند . تایاق پیشنهاد میکند که یک دوره پیش دانشگاهی برای دختران در نظر بگیرند تا طرز دفاع از خود را یاد بگیرند . در ضمن  به کسانیکه دخترانشان به دانشگاه می روند  یادآور میشود که نارنجک و قمه ، پنج بکس و کلاه خود به همراه داشته باشند چون حیاتی تر از کتاب و قلم است ، تا که دیدند کسی به آنها امر میکند سریع نهی شان کرده  محالی برای منکر نگذارند ....

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 21:18  توسط تایاق  | 

یادداشت روز تایاق

27.06.2008

 

توپ این سر شیطان

 

درنوجوانی داشتیم در حیاط مدرسه فوتبال بازی میکردیم ، فردی که تازگیها از مدرسه علوم دینی فارغ التحصیل شده و مزداهزار کوچولو نیز از ارگانهای دولتی نصیبش شده بود  گفت :بچه ها فوتبال بازی نکنید ، توپ سر شیطان است و شما دارید دنبال سر شیطان می دوید!!. آمدم به ماتقلیچ دده گفتم ، شما که بیشتر از همه حدیث و مدیث خوانده اید ، فلان آخوند گفت که توپ سر شیطان است ، دارید با سر شیطان بازی میکنید . ماتقلیچ دده گفت : آی.ی.ی.ی بی پیاز ، اگر توپ سر شیطان باشه، شما هم دارید با پا برسر شیطان می کوبید دیگه، بهتر از این نمیشه ، برید هرچه زور دارید بر سر شیطان بکوبید .....

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 13:45  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

26.06.2008

 

بحث آزاد

 

لاریجانی : با نشان دادن لولوی شورای نگهبان مردم ایران رو به قبله نمی شوند.

 

لطفا  کسیانیکه فلسفه  یا سیاست را به خوبی میدانند به زبان ساده توضیح دهند !!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 3:57  توسط تایاق  | 

یادداشت روز تایاق

26.06.2008

 

در حاشیه

 

بعضی از دوستان غیر ترکمن می پرسند که معنی تایاق چیست؟

تایاق همان چوب است . البته آزارش دهند تبدیل به چماق میشود.

ضرب المثلی داریم که می گوید: (دألینی تایاق ینگئر= دیوانه را چوب سر عقل میارد)

 البته من چنین تصمیمی ندارم ، چون مشکل من با آدمهای عاقل است !!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 3:19  توسط تایاق  | 

 

یادداشت روز تایاق

25.06.2008

روزمادر

 

به ماتقلیچ دده گفتم : چطور میشه در تمام دنیا یازده مای (اردیبهشت) روز مادر است ولی در ایران ژوئن (تیز ماه ) را روز مادر مینامند ؟

ماتقلیچ دده گفت : کجای شتربه حیوانات دیگر شبیهه است که پی پی کردنش شبیهه باشه. پرسیدم : چرا مادران را در ارتباظ با مردها تعریف میکنند؟  مادر، زنی که مرد از دامنش به معراج میرود !!! گفت: آی بی پیاز چقدر چونه میزنی ؟ تبریک بگو برو دیگه........

دیدار مادر سالها آرزویم بود ، ندیدمش ، سرانجام به دیار باقی  شتافت . به مادرانی که در قید حیات هستند تبریک میگویم .

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 3:17  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

24.06.2008

 

جابجایی

 

با ابطال برخی از آرای نفر اول ( دکتر عبداناصرایزدی) ، نفر دوم ( عبدلحسین ناصری ) جایگزین وی شد !!!!!!!

 

اصلا ناراحت نباشید ، بسیار طبیعی است . فرض کنید چوبی دارید با اشکال مختلف ، می خواهید آنرا به سوراخی بند کنید ، امتحان میکنید . اگر یک طرفش مناسب نبود برمی گردانید سر دیگرش را تو سوراخ میکنید . سی سال است چوب کلفتی را تو سوراخ کرده اند ، خواستند طرف دیگرش را تجربه کنند که نشد ، جابجا کردند تا حالت قبلی را نگه دارند . برای ما که فرقی ندارد بلآخره کسی را  تو سوراخ  مجلس میکنند!!!. وقتیکه یک نفر به جای هفتاد میلیون نفر تصمیم می گیرد !!!، چهل هزار رأی که عددی نیست . در سایه شورای نگهبان ، مردم شریف آق قلا بهتر است این کلمه را با من تکرار کنند : اَشهدواَن لا اِله .......

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 20:48  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

24.06.2008

 

زندان

 

شعبه 101 جزائی محاکم عمومی شهرستان آق قلا دکتر جلال جلالی زاده (نماینده سابق شهرهای سندج و دیواندره )را به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق سخنرانی برای مردم اهل تسنن آق قلا به یک سال زندان تعزیزی محکوم کرده است .(اولکامیز)

آقا اعتراض ، یک سال زندان برای کسی که در میان قوم ثمود (ترکمنها ) سخنرانی کرده وکمی اگاهی سیاسی داده کم است . به نظر ما دل و جگرش را درآورده  به قربان کبابی میدادند تا به سیخ بکشد .... خیال کرده بی پیاز.....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 15:27  توسط تایاق  | 

طنز از تایاق

23.06.2008

 

دزدان ناقلا

 

به ما تقلیچ دده گفتم :  آمریکائیها می خواستند محمود احمدی نژاد رئیس جمهور محبوبمان را بدوزدند !!!!

ماتقلیچ دده گفت : آی ی ی ی ی....شیطان بی پیاز، تمام مغزها را دزدیدی ، حالا به محمود ما چشم دوخته ای ؟

ما جان میدهیم باج نمی دهیم ، تنها یک را ه مسالمت آمیز وجود دارد ، شما به ما باج بدهید تا محمود به مدت شش ماه رئیس جمهور آمریکا باشد ، بعد از اصلاح  بحران اقتصاد و مهار تورم و گرانی به خودمان بازگردد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:5  توسط تایاق  | 

یادداشت امروز تایاق

دموکراسی هوایی

 

به ماتقلیچ دده گفتم : حالا که پایگاه هوایی مرو در اختیار ناتو و آمریکا قرار گرفته ، سر و کله دموکراسی نیز در ترکمنستان پیدا خواهد شد !!!

ماتقلیچ دده گفت : مرده شور ببردش دموکراسی که سوار بر موشکهاست ......

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 21:31  توسط تایاق  |