|
|
|
|
|
قالیچه صلحجهانی افتتاح میشود
قاليچه صلح جهاني چهارشنبه اين هفته در مجموعه تاريخي سعدآباد افتتاح ميشود. در اين قاليچه بخشهايي از كتيبه كوروش توسط هنرمندان، سياستمداران، انديشمندان، سفرا، مسئولان يونسكو و خبرنگاران بافته و در نهايت تقديم سازمان ملل ميشود. کوروش آسوده بخواب ، دارند کتیبه هایت را گره میزنند . ما ترکمنها را که این همه قالی بافته و گره زده ایم در جهنم نیز یک پله پایین تر قرار داده اند . ماتقلیچ دده گفت : آی بی پیاز ، سگی که برای صاحبش پشم نمی کند ، برای دیگران کشک نخواهد کرد .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 1:6 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
در جزیره امن اتفاق افتاد ...
عملیات شش روزه نیروهای پلیس در تهران موسوم به "رزمایش امنیت و آرامش" از صبح پنجشنبه بیست و سوم آبان وارد مرحله تازه ای شد آقای اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی ایران گفته است که ایران با وجود اینکه در کانون بحران و ناامنی است، توانسته "جزیره امن" را برای خود ایجاد کند. شنبه شب در این جزیره امن چند افراد مسلح به سلاح های گرم و سرد به ورزشگاه پشت خوابگاه پسران دانشکده ی مهندسی سیستان و بلوچستان هجوم آورده و چندین دانشجو را مورد ضرب و شتم قرار داده و به سرعت متواری شدند،2 تن از مصدومان به بیمارستان منتقل شدند که خوشبختانه وضعیت عمومی این دو در حال حاضر خوب است تنها دو روز بعد در پی حادثه ای که هیچ کس شاهدش نبود یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد به ضرب چاقو مجروح شده و به بیمارستان منتقل شد.نگران نباشید امنیت جزیره همچنان ادامه داشته ، دانشجویان از بس که احساس امنیت میکنند از هوای کسل کنند خوابگاه بیرون آمده در فضای باز دانشگاه دراز میکشند ... ماتقلیچ دده گفت : در این جزیره امن ،عقربی هست که از دستش به مار غاشیه پناه می برند ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 21:27 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
مملکت به کجا میرود ؟
آيتالله العظمي مکارمشيرازي با اشاره به بياحترامي نسبت به قرآن در همايش سازمان ميراث فرهنگي گفت: مملکت دارد به کجا ميرود؟ چرا مسوولين نسبت به اين مسايل دل نميسوزانند؟ وي با اشاره به وجود حافظان قرآن و برنامههاي متعدد قرآني در کشور گفت: همه اينها قابل تقدير است اما يک نادان با کار خود موجب کمرنگ شدن اينها ميشود ماتقلیچ دده گفت : آیت الله مکارم شیرازی ، کاه را در چشم مرد م می بیند ولی کوه را در چشم خودش نمی بیند آی بی پیاز ، ریش و قیچی هر دو دست شما بود حالا میگویی مملکت کجا میرود ؟گر تو قرآن بدین نمظ خوانی ، ببری رونق مسلمانی ...
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 19:30 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
جای گاوها در پایتخت...
به ماتقلیچ دده گفتم : بافت ترکمنصحرا بیشتر روستایی بود ه و زندگی آنها نیز بنوعی با دامداری و مرغداری در ارتباط است . خانه های بهداشت بخشنامه میکنند : روستائیان نمی توانند در داخل روستا گاو و گوسفند ، مرغ نگهداری کنند ، چون این عمل به بهداشت محیط ضرر میرساند . ماتقلیچ دده در حالیکه سرش را پایین انداخته و تسبیحش را بالا میکشید ، گفت : حق با آنهاست ،مرغ و گوسفند در روستا چکار ؟ گاوها باید در شهر و پایتخت باشند ، در مجلس باشند تا چنین قوانین بهداشتی را بدون در نظر گرفتن آلترناتیوی صادر کنند ...
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 2:7 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
روز چهارشنبه دوازدهم نوامبر، دهها هزار دانشآموز، در هشت شهر آلمان به خیابان ها رفتند و نارضائی خود را از اوضاع نامطلوب آموزشی به گوش مسئولان امور رساندند. به گزارش شورای محصلان ، تنها در ایالت نیدرزاکسن ۱۵ هزار دانش آموز در این تظاهرات شرکت کردند. در شهر برمن، ۵ هزار دانش آموز به کمبود معلم و بزرگی کلاسها اعتراض کردند و ۵ هزار دانش آموز دیگر در برلین شرایط نامناسب آموزش را در مدارس خود مورد انتقاد قرار دادند.ا
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 22:22 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
فقط بخاطر صلح جامعه جهانی نباید تعجب کنند ، چرا ما به استقبال صلح با گل نمی رویم ؟ چون موشکهای مهربانی ساخته ایم که بعد از دو هزار کیلومتر ترکش هایش تبدیل به گل میشوند ،..بنام خدا نیز پرتاپ میکنیم چون فعالیت های موشکی ما صرفا به منظور تحکیم صلح، ثبات و آرامش در منطقه صورت میگیرد . به کسانیکه به چنین آرامش ابدی نایل میشوند تبریک میگوییم ... ماتقلیچ دده گفت : آی بی پیاز ، از بز دنبه نخواه ...
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 1:8 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
کارنوال امروز 11.11.2008 در ساعت 11 کارنوال شروع شد . تاریخ بخصوصی است . یعنی همه عددها به یازده ختم میشوند . تا تحویل سال نو به بیرون از خونه میروند ، پارتیهای مختلف ، کلوبهای گوناگون ، ، لباسهای رنگارنگ و عجیب قریب می پوشند . هر چه دلشان میخواد میخورند . خیابانها پر از شیشه های آبجو و الکل است ، تمامی رستورانها و میادین بزرگ شهر پر از جمعیت ، می رقصند و پایکوپی میکنند . خودشان را به اشکال مختلف در میارند ، در این روزها با لباس معمولی به خیابان نمیروند ، هر کس با لباس عادی به بیرون برود احساس میکند که غریبه است ، در کارنوال همه چیزهای غیر عادی ، عادی میشوند .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 23:4 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
روضه خوان پشمه چال است .
عشق آباد-رييس جمهوري تركمنستان روز دوشنبه در پيامي به همايش بينالمللي امام رضا(ع ) در شهر مرو در جنوب اين كشور گفت : نام امام رضا(ع ) در بين تركمنها از جايگاه شايستهاي برخوردار است . به گزارش خبرنگار ايرنا از عشق آباد، همايش بينالمللي امام رضا(ع ) امروز در شهر مرو در جنوب تركمنستان با حضور محققان و انديشمندان ايراني و تركمن و نيز سفراي خارجي مقيم تركمنستان آغاز به كار كرد زعفران که زیاد شد بخور خر میدهند ، ماشالله بیست و چهار هزار انبیا و امام داریم ، چرا صادرش نکنیم . محققان ایرانی در ترکمنستان نیز خیلی بامزه زیر پای ترکمنها پوست خربزه میگذارند ، دست و دل دولتشان هم چنان در این امور باز است که با خلوص نیت روی مطالبی چون : ارادت مختومقلی به اهل بیت ، مختومقلی و حضرت علی ، مختومقلی و کربلا ، کار میکنند که نسل آینده ترکمن بدون شک بهم قمه خواهند کشید که مختومقلی نه ترکمن بوده و نه شاعر ، بلکه شیخی عمامه بسر بوده و برای مسلمان کردن ترکمنها جهاد کرده است ، برادرش هم نه عبدالله ، بلکه نصرالله بوده است . همایش های بین المللی امامان نیز از این قاعده استثناء نبوده ، . بعید نیست به نتیجه برسند که: امام رضا در ترکمنستان بزرگترین دوتار زن و بخشی بوده و با اسب دو خون عربی از خزر تا جیحون تاخته ، با دستان گهر بارش نیز به گور اوغلی آب زمزم داده است . ماتقلیچ دده گفت : سر قبرمان کثافت نکنید از فاتحه خواندنتان گذشتیم ...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 1:35 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتیکه سیاه میدرخشد
یکی از همکارانم خانم سیاه پوستی است ، پرسیدم : انگشتر طلایت چقدر میدرخشد ؟ مگه چه فرقی با طلای من داره ؟ گفت : چون پوست من سیاه است و طلا بیشتر نمایان میشه . گفتم : متوچه شدم ، چرا دندانهایت میدرخشند . گفت : من متوجه نشدم چرا من رنگین پوست هستم ؟ در صورتیکه ما سیاه پوستها همیشه یه رنگ هستیم ، این شما هستید که رنگ پوستتان تغییر میکنه ، خجالت میکشید ، قرمز میشین ، وقتیکه می ترسید، زرد میشین ، در سرما ، کبود میشین . گفتم : حق با شما ست ، جدا شما بی رنگ و بی ریا هستید . یکی از امتیازات اوباما نیز که بیشتر جوانان پسندیدند همین خصلت بود ، میگفتند ایشان ریاکاری سیاستمداران دوره قبل را ندارند . ماتقلیچ دده گفت : بگذار ببینیم اون لابی های پشت پرده که از چشم مردم پنهانند چه تصمیمی میگیرند ، امیدوارم رییس جمهور سیاه در کاخ سفید خوش درخشیده ، قدمی در راستای عملی ساختن برنامه( چنچ ) تغییر و تحول تازه در جهان بردارد .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 12:52 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
راه دزد زده ، چهل روز امنه . در نشستی که با عنوان "ششمين نشست سراسرى بسيج و رسانه" با شرکت گروهی از مسوولان و نمايندگان رسانه های مختلف خبری از جمله خبرگزاری های ايرنا, ايسنا, فارس در مشهد برگزار شد, هر کدام از شرکت کنندگان پيشنهادهايی در باره نحوه بهبود ارتباط بسيج با رسانه های حکومتی مطرح کردند . آن موقع که جیک جیک مستانت بود ، یاد زمسنانت نبود ؟ حالا پی خر مرده میگردی تا نعلش را بگیری .سی سال از انقلاب دارد میگذرد ، صبر سی ساله خدا نیز بسر رسید، حجت اسلام دعایی نگران است که روحانیون از شوربای قم افتاده اند، بسیجیان محترم از حلیم کاشون نیاقتند ، حالا از ایشان گذشته است ،خدا عقلی به بچه هایش بدهد . ماتقلیچ دده گفت : این امامزاده بی پیاز ، کور میکنه ولی شفا نمی دهد ، وقتیکه روحانیش در لونه راست نمی ره ، قافله بسیجش تا حشر لنگ است . وای به مرگی که مرده شور هم عزا بگیره ...
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 1:20 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
"حق زنان" برای کتک زدن شوهرانشان
در سومین هفته ماه اکتبر (هفته پیش) شیخ عبدالمحسن العبیکان، یکی از روحانیان سنی در عربستان سعودی، فتوا داد که حق شرعی زن است که در دفاع از خود، شوهرش را کتک بزند. اصغر سبیل بر خلاف زری خانم فتوا را نشنیده بود ، تشری به زری خانم زد . زری خانم چنان بر بنا گوش اضغر سبیل خواباند که برق از چشمش پرید ولی با دو مشت پی در پی اصغر سبیل ، قیافه زری خانم عوض شد . بجای دادگاه راهی بیمارستان گردید . پس از دوره نقاهت در دادگاه حضور یافتند . قاضی فرمود : زری خانم حق دارد به جای هر ضربه دو ضربه بزند . (دو ، دوتا ، میشود چهار تا) .سه ضربه زری خانم مانده است . ماموران دست پای اصغر سبیل را محکم نگه داشتند تا عدالت اجرا شود . اصغر سبیل در حالیکه فریاد میزد : بشکستی ای دست ، زن ذلیل میشدی اصغر... با خوردن سه مشت محکم راهی بیمارستان گردید. جالب توجه است ، روحانیون شیعه گفتند : ما چنین فتوایی را نمی دهیم ، بجای آن در مجلس تصویب میکنیم که هر مرد میتونه چهار زن داشته باشد ، احیانا اگر یکی از خانمها مشت محکمی نوش جان کرد ، بقیه خانمها دست و پای شوهرش را نگه داشته ، چهارمی دهنش را سرویس کند . ماتقلیچ دده گفت : آی مفتی ها ی بی پیاز ، کشکی که ساییده اید همش دوغ پتی بود ...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 0:16 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
اقوامنجات بهرامی ، سوال گذشته از تعریف واژگانی، و با توجه به مسائلی که در کشور ایران و در رابطه با حقوق اقوام ایرانی مطرح است، اگر امکان دارد خواسته ها و مطالبات جریانات مختلف قومی را در داخل و خارج از کشور به صورت گذرا سطح بندی کنید؟ به عبارت دیگر، طرح مطالبات قومی هم اکنون در چه سطوحی و از جانب چه کسانی بیشتر مطرح می شود؟ هدف آنان چیست؟
کورش زعیم: بهعقيده من، ما در ايران مسئلهاي به نام قوميت به طوريكه مجزا از بدنه ملت و مسائل کلی و ملي ما باشد، نداريم. اگر بخواهیم از قوم در ایران نام ببریم، شاید هم میهنان ترکمن ما که از زمان یورش مغول در ایران ساکن شده اند و تا حدودی فرهنگ خود را حفظ کرده اند شایسته چنین تعریفی باشند، یا بخشی از هم میهنان عرب ما که در واقع طایفه های مهاجر عرب بوده اند و تا حدودی فرهنگ طایفه ای خود را حفظ نموده اند. این دو گروه نیز پس از چند صد سالی که در ایران زیسته اند جزوی جدانشدنی از ایران و ایرانی هستند و خود بارها برای حفظ تمامیت ارضی کشور جانفشانی ها کرده اند. گویند کلوخ انداز را پاداش سنگ است ، نمیدانم آقای زعیم سزاوار سنگ انداختن است یا نه ، یکدم نشد که بی سر خر زندگی کنیم ، وقتیکه گنجشک امسال ، گنجشک پارسال را قبول نداره چه باید کرد ؟ ماتقلیچ دده هی داد میزنه ، بیخ گوش زعیم را نگاه کن زرد است ؟ میگم چه حسنی داره ؟ میگه : شغالی که مرغ میگیره بیخ گوشش زرده ...
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 22:22 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
پناه بر خدا
غلامعلی حدادعادل رئیس پیشین مجلس ایران و نماینده کنونی تهران در واکنش به ارائه چک های پنج میلیونی به اسم کمک به مساجد و با هدف منتفی کردن رای استیضاح علی کردان وزیر کشور گفته است:"این که به نماینده پول داده شود که به فلان کس رای بده یا نده و یا به فلان قانون رای نده، خطری است که باید به خدا پناه برد." ماتقلیچ دده گفت : در این بقالی خیلی وقت است که گربه و موش با هم ساخته اند ، مجلسی که رسوای جهان است ، غم دنیا پشمه ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 19:26 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
مرزهای انتقاد
بعضی از دوستانم از روی حسن نیت میگویند : طنز را طوری بنویس که تحقیر یا توهین نباشه ، طوری کن که زیاد نرنجند ، ملایمتر باشد ... حق را به دوستانم داده ، بارها به این موضوع فکر کرده ام ، ولی راه حلی پیدا نکرده ام ، دوستی اظهار نظر کرده بود اگر با چنین روشی پیش بروید تنها خواهید ماند . ظاهرا چنین است ولی نمیدانم حق با ایشان است یا نه .ولی میدانم که طنز شکل تکامل یافته انتقاد است . توان ایستادن و تحمل آن شاید در بعضی از موارد غیر ممکن باشد ، طنز میتواند همه چیز را درهم بریزد ، یک کاریکاتور کوچک میتواند کل جامعه را به آشوب کشیده ، قدرت بزرگی را بزیر بکشد. در خبرها خواندم ، رئیس جمهور فرانسه نیکلا سارکوزی علیه طنز به دادگاه شکایت کرده است .( ماجرای شکایت رئیس جمهوری فرانسه از آنجا آغاز شد که یک ناشر فرانسوی کتابی طنز آمیز علیه نیکلا سارکوزی منتشر کرد که این کتاب همراه با عروسک کوچکی شبیه سرکوزی فروخته می شود. به این مجموعه تعدادی سوزن اضافه کرده اند. بد نیست بدانید که طبق یک سنت آفریقایی با سوزن زدن به عروسک جادو گران یا آدمکهای پارچه ای که معرف شخصیت های پلید هستند، مردم از خود دفع شر می کنند. وکیل رئیس جمهوری امروز تاکید کرد که مخالفت ما با فروش این عروسک است و با انتشار کتاب مشکلی نداریم. اعضای دادگاهی که این شکایت را وارد ندانسته اند معتقدند که " کاریکاتور و طنز به عرصه آزادی بیان و عقیده تعلق دارد، حتی اگر تحریک کننده و بی نزاکت جلوه کند". آنها البته پذیرفته اند که حق اظهارات طنز آمیز باید مرزهائی را رعایت کند، اما بنظر آنها این مجموعه کتاب و عروسک و سوزن از این مرزها عبور نکرده است.) به ماتقلیچ دده گفتم : مشکل اینجاست که سوزن انتقاد قبل ازاینکه از مرزش عبور کند ، از استخوان طرف عبور میکند . ماتقلیچ دده گفت : آی بی پیاز ، طنز را را هم وقتیکه کارد به استخوان رسید مینویسند دیگه ...
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 0:8 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
سلام عليكم دامنه بحران اقتصادي در غرب كه ناشي از سياستهاي نادرست آنهاست روز بروز گسترش مي يابد و همه معادلات و فعاليتها را تحت تاثير قرار داده است. ضروري است با تشكيل كارگروهي متشكل از رييس كل بانك مركزي ، وزير امور خارجه ، معاون برنامه ريزي و نظارت راهبردي رييس جمهور و وزير بازرگاني و با استفاده از نظرات صاحبنظران و كارشناسان نسبت به موارد زير بررسي هاي لازم بعمل آورده و ظرف يك ماه نتيجه را اعلام داريد .
کارشناسان زبده ما که هیچوقت کارشان یکماه طول نکشید ، جواب را در جا دادند : همانطوریکه بحران نتیجه سیاستهای غلط ایالت آمریکا و اروپا بوده ما نیز در داخل معادلات جهانی قرار نداریم با توجه به سیاستهای درست اقتصادی مملکت ما ریال ربطی به دلار نداشته ، خللی در بازارهای ما ایجاد نکرده است ، تورم همچنان در پایین ترین سطح و بورس ما نیز پابرجاست ، کمی قیمت نفت آمده پایین که ربطی به اقتصاد ما ندارد ...
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 1:37 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
15 میلیون مجرد
معاون فرهنگی ـ اجتماعی سازمان ملی جوانان گفت: 1.5 میلیون ازدواج در سال نیاز است تا حدود 90 درصد جوانان تا 10 سال آینده ازدواج کرده باشند. معاون فرهنگی ـ اجتماعی سازمان ملی جوانان از افزایش 9 درصدی ازدواج و پنج درصدی طلاق نسبت به سال گذشته خبر داد و گفت: اعتیاد، مسائل اقتصادی و سازگاری و تفاهم نداشتن، بیشترین عامل ثبتی و اعلامی آمار طلاق از سوی زوجین است. با توجه به آماری که ملاحظه میکنید در صد طلاق تقریبا نصف درصد ازدواج است ، از 1.5 میلیون ازدواج در سال باید 900 هزار طلاق باید ثبت شود . در ده سال آینده 9 میلیون مطلقه خواهیم داشت . با توجه به شیرینی روزهای اول ازدواج ثمره هر ازدواج را یک کودک بفرض بگیرید در مجموع یک میلیون کودک آواره درجامعه باید بگویند : یک لقمه نون بربری من بخورم یا اکبری ... ماتقلیچ دده گفت : این طرح ، هم حلوای مرده هاست ، هم خوروش زنده ها .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 22:20 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
جشن سالگرد استقلال ترکمنستان
دیروز 17امین سالگرد استقلال ترکمنستان بود . اتاق ترکمنصحرامیز از همه دعوت کرده بود تا این جشن را گرامی بداریم. با تغییرات ساعت در اروپا همزمان شد . تداخل ایجا شده باعث شد مهمانان در منزلی در تورنتو حضور یابند . یه کاسه چای همراه با رطب عربی نخورده بودیم گفتند : بابا چرا اینجا نشسته اید؟ مگه شما به عروسی نیامده اید ؟ آدرس دادیم برایتان ، عوضی آمده اید . همه برخاستیم ، سوار بر قالیچه حضرت سلیمان شده به برلین آمدیم . خبر رسید عروس و داماد نمیاد ، صاحبخانه گفت : متاسفم ، حالا که اومده اید میتونیم خودمان ، خودمان را مشغول کنیم ، میتونید برنامه ای شاد یا یک نوع سرگرمی را به کمک همدیگر برپا کنیم . یکی از مهمانان گفت : بریم منزل ما ، من برایتان یک دیگ پلو همراه با خورشت فسنجان درست کرده ام . صاحبخانه گفت : بریم . همه کفشهایمان را پوشیده بودیم تا سوار بر قالیچه سلیمان شده به استکهلم پرواز کنیم . مهمانی از تورنتو گفت : بابا کجا میریم ؟ اصلا چرا خونه من را ترک کردید؟ حالا به حرمت عروس و داماد آمده ایم چرا باید به خونه ای دیگر نقل مکان کرد ؟ مگر فرقی دارد؟ نشسته ایم اینجا حرفمان را میزنیم دیگه . صاحبخانه گفت : دوست من ، من که اپوزیسیون نیستم ، وظیفه هم ندارم امکاناتی برای اپوزیسیون ترکمنستان ایجاد کنم . اگر شما خودتان را اپوزیسیون میدانید میتونید این کار را بکنید . سخت هم نگیرید ، از خونه خودت رفته ای به همسایه بغلی ، حالا هم قرار است بریم به منزل دوست دیگر؟ ولی متوجه نشدم چرا ما را هدایت کردند به منزل اپوزیسیون ؟ بلآخره برنامه شروع شد . تا آخر نشستیم . از تاریخ گفتند ، از شاعران و مبارزانی که روزی دل به استقلال ترکمنستان بسته بودند . برای آزادی مبارزه کرده بودند . امروز خوشحال بودیم کشوری بنام ترکمنستان داریم . ماتقلیچ دده گفت : پسرم شما به زیبایی قصر می نازید ، ولی از داخل قصر چیزی نمی گویید ، نمی گویید پنجره های این قصر چرا بسته است ؟ نمی گویید جز کنیزان ، کسان دیگر در این قصرخوشبخت نیستند . نمی گویید سلطان در این قصر مثل لودویک 14 به روی مردم جیش میکند . شما از زندانی نمی گویید ، بلکه افتخار میکنید که زندانبان تان ترکمن است . شما به شکنجه اعتراض نمی کنید ، بلکه افتخار میکنید شکنجه گرتان ترکمن است . پسرم ، میدانم جشن دلخواهت نیست ، حالا که دعوت شده ای به بهترین شکل برقص ، استقلال مبارکشان باد ...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 21:3 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
شربت تریاک
جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر از در حال تدوين بودن آييننامه اجرايي توزيع شربت ترياك در كميته درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر نيز خبر داد و با تاكيد مجدد بر اين كه امسال حتما بخشي از جامعه آسيبديده معتادان ما تحت پوشش درمان با شربت ترياك قرار ميگيرند، گفت: آييننامه اجرايي درمان معتادان با شربت ترياك بزودي ابلاغ ميشود من فکر میکنم این شربت سر سفره صبحانه میتونه کمی تلخ باشد ، معتادان محترم میتونند بعد از سر کشیدن آن ، شربت (ب-کمپلکس ) را به جای مربا با نون نوش جان کنند . ماتقلیچ دده گفت : بی پیاز شلوار نداره ، بند شلوارش را می بنده ...
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 16:12 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
اقتصاد بزبان ساده
قربان کارگر ساده بود ، روزمزدی کار میکرد ، کم کم بنایی یاد گرقت . حالا میخواهد نشان دهد دیگر قربان ساده نیست بلکه بنّا است ، اعتماد بنفس داشته یه دست وپا بالاتر از کارگران دارد . سیستم کارش را تغییر داده است ، پیمانکاری کرده ، کنتراد میگیرد . گاهی میگوید کارگر از خودم ، به دوستانش خبر میدهد که فردا سر ساعت حاضر شوند ، با یک شوروشوق کار را شروع میکند ، گاهی بعلت بارندگی شدید کار تعطیل شده مهلت کار به درازا میکشد ، قربان دل رحم است به کارگران قول میدهد بعلت هوای نامناسب خیلی علاف شده اند یخورده نونشان را چربدار خواهد کرد . بلآخره ساختمان تمام شده روز حساب کتاب میرسد . قربان اول دستمزد کارگران را پرداخت میکند ، چیزی برایش باقی نمانده ، تازه مخارج جانبی هم داشته است . میگم ، آی بی پیاز ، کو دستمزد خودت ، دسترنج خودت ؟ نیروی کار شما کجا رفت ؟ میگه ، از این ضررها در معامله میشه دیگه ، بیل و کلنگش را جمع کرده راهی منزلش میشود. می پرسم موتورت کجاست ؟ فروختم ، برای یکسال نسیه داده ام ، درصد کشیدم !. اول دی ماه میبینم قربان دارد همان موتور را سوار است ، با تعجب می پرسم : این دیگه چیست ؟ میگه ، بابا این موتور را چند بار بصورت نسیه و درصدی فروختم ، زمستان بر میگردد . میگم قرارداد فروشت کو؟ میگه بابا حرف ، حرفه دیگه ، قراداد ، مرارداد چیه ؟ زنگ میزنم میگم : قربان ، بحران اقتصادی دارد جهان را در مینوردد ، خبرت باشد سونامی اقتصادی به ایران نیز میرسد ، قیمت نفت بیسابقه افت پیدا کرده است . بجای اینکه بشکه هایش را از نفت پر کند ، رفته به قیمت سرسام آوری بخاری برقی خریده است تا در زمستان از سرما درامان باشد ! میگم ، قربان کو برق؟ از بسکه برق رفته موتور یخچالش سوخته بود .میگه ، زن راضی ، من راضی ، گور پدر قاضی ، میریم زیر لحاف . ..
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 14:53 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
آلزایمر
در یک بخش مربوط به دمنتس که آلزایمر تیپ زیر مجموعه ای از آن است سه ماه کار کردم ، آلزایمر ، تیپی است که حافظه نزدیک و بمرور زمان حافظه دورشان را ازدست میدهند. هفت الی هشت نفر مریض در فازهای مختلف آلزایمری را به من دادند تا از ساعت 10 تا 12 آنها را بنوعی مشغول کنم ، همه را دور میزی نشاندم ، برایشان تیتر روزنامه را خواندم ، وضع هوا را گفتم که برایشان ملموس بود، برای تقویت حافظه و یادگیری سوالاتی که جوابش ساده باشند طرح کردم ، چند شهر از آلمان بگویید که با حرف (ب ) شروع شود ، تک و نوک گفتند برلین ، بریمن ... موضوع را عوض کرده پرسیدم ، میتونید حیوانی نام ببرید که با حرف (ید) شروع شود ؟ یکی بعد از سکوت طولانی گفت یزووس( عیسی مسیح ) . ساعت کار بپایان رسید و من خسته و کوفته راهی منزل شدم ، نرسیده به منزل کسی سرا راهم سبز شد و پرسید : شما ایتالیایی هستید ؟ گفتم : نه . گفت : همه فکر میکنند من ایتالیایی هستم ! گفتم : بی زحمت بگذارید به خونه بروم چون امروز به اندازه کافی این درس را با آلزایمرها تمرین کردم ...
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 20:47 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
روحانی در بیمارستان
رییس انجمن پرستاری ایران پیشنهاد کرد که برای تقویت روحیه بیماران بستری در بیمارستانهای کشور، حضور یك روحانی در هر بیمارستان ضروری است. محرری با بیان این كه در برخی كشورهای اروپایی یك فرد روحانی در بیمارستان حضور دارد تا در صورت نیاز بر بالین بیمار حاضر شود، گفت: جانبازان كشورمان كه برای درمان به كشورهایی از جمله آلمان اعزام شده اند ، با حضور یك روحانی در بیمارستان آشنا هستند. حالا کسی از دست آخوند مریض شده باشد چه خاکی برسرش بریزد ؟ اگر تبش بالا رفته کفر بگوید چی ؟ ول کن بابا ، از کشیش بگوییم ، گویند کشیشی برای عیادت مریضی به بیمارستانی رفته بود. همینکه کشیش بر بالین مریض رسیده ، رنگ مریض عوض شده دست و پا میزند، کشیش شروغ به دعا خوانی میکند . مریض بزحمت نوشته ای به کشیش میدهد ، کشیش آنرا بدون نگاه کردن به جیب کرده دعا را ادامه میدهد . جان به جانان تسلیم میشود ،کشیش در مراسم ترحیم تعریف میکند : چه آدم با شانس و خدایی بوده ، دعا نصیبش شد بیچاره توانست وصیت نامه اش را نیز به من بدهد ، تکه کاغذ را درآورده در حضور مردم میخواند ، مریض به کشیش نوشته بود ، لطفا پایتان را از روی شلنگ اکسیژن بردارید دارم خفه میشوم ...
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 1:15 توسط تایاق
|
|
||