تبليغاتX
تایاق
طنز
از پیام دیانت بهایی

دیروز به اتاق گفتگو ( پالتالک ) دیانت بهایی سر زدم . ادمین  توضیح میداد که دین بهایی ، دین دوستی و برادری و برابری است . از دیگران نیز میخواست اگر سوالی دارند مطرح کنند تا شبهات در این مورد برطرف شود.سوال کردم که کتاب بهاالدین به زبان عربی است ؟ آقا یک ساعت به ترک . عرب و عجم ناسزا گفت !! آخرش گقتم ، مرد حسابی جواب سوال من فقط یک کلمه بود ، آری یا نه . سوال دیگری از چگونگی احکام قضایی دین بهایی  کردم . قوانین قضایی جمهوری اسلامی را توضیح میداد که ضد زن است . گفتم ، مرد حسابی من از احکام قضایی دین بهایی پرسیدم   شما از احکام اسلامی میگوئید ...بلآخره گفتم  دوست خوبم شما از محبت و دوستی صحبت میکنید ولی تن صدای شما  مارش جنگ می دهد . خدا را شکر که در دستت تپانچه نیست وگرنه دیوار آزادی را چند بار سوراخ کرده بودی .از اتاق در رفتم ، دوباره دعوتم کرد ، آمدم تا حرفهایشان را بشنوم . گفت که بهالدین 160 سال پیش ظهور کرده است . پدر من 100 سال عمر کرد و پدر بزرگم هشتاد سال در این فاصله ندیده اند کسی از طرف خدا آمده باشد بگذریم از این ...

 ایشان اعتراض میکرد که جمهوری اسلامی حق و حقوق آنها را تضعیف میکند ، گفتم : مرد حسابی ما که 1500 سال مسلمان بوده  یک خدا ، یک کتاب و یک پیامبر را می پرستیم انسان درجه دو به حساب میاییم ، شما که  معتقد هستید  اسلام آخرین دین نبوده  و محمد نیز آخرین پیامبر نیست ، باید شکر کنید سرتان سر جایش هست. از این هم بگذریم ...

بر میگردیم به بهاییان منطقه خودمان ، در شهر ما آق قلا نیز بهاییانی زندگی میکنند جدا آدمهای بی آزار و خوبی هستند . سالهاست در ترکمنصحرا سکنی گزیده اند مردم ترکمنصحرانیز آنها را پذیرفته اند مثل برادران خود به خوشی و خرمی زندگی میکنند . بچه هایشان از دوستان خوب و سالم ما هستند  همه باسوادند و اهل تریاک هم نیستند . ولی  بچه هایشان حق رفتن به دانشگاه را ندارند ، از عجایب عدالت است که آنها میتوانند به سربازی رفته یا در جبهه های جنگ  کشته شوند ولی شهید بحساب نیایند  ، حق ندارند به دانشگاه بروند. با این وضعی که پیش میرود در پنچاه سال آینده  تمامی بهاییان در ایران در حد دیپلم باقی خواهند ماند . والله این هم از شاهکارهای یک حکومت اسلامی میتواند باشد ، کتاب آسمانیش با کلمه (اقراء) بخوان شروع شده ، انسانها را به فراگیری علم دعوت میکند  . از این هم بگذریم ...

ادمین اتاق  ادامه داد : بر علیه دین بهایی سمپاشی میکنند ، این حرفش درست بود ، نمونه اش را دیدم . در همین شهر خودم یکی از بهایی ها که پسرش هم از دوستان نزدیکم بود برای اجاره مغازه ، پیش یکی از آشنایان ما آمد . صاحب مغازه پذیرفت چه آدم بهتر از شما ، درستکار و پاک  و همسایه . یکی آمد پارازیت داد  ، گفت : میدونی اگر یک کافر به خونه شما بیاید چگونه پاک میشود ؟ گفت : نه . ادامه داد و گفت : شما باید جاییکه کافر نشسته ، به اندازه یک متر در طول و یک متر در عرض و یک متر در عمق باید بکنی و خاکش را باید دور بیاندازی تا خونه ات حلال گردد !!!.  نتوانستم خودم را نگه دارم ، گفتم : بی پیاز ، باید بلدوزور بیاری تا ساختمان را بهم بریزی ، شهر آق قلا را باید به آتش بکشی چون رد پای بهایی است ، پل تاریخیش را منفجر کن  چون گذرگاه کافر بوده ، گرگان رود را با خاک پر کن ، دریای خزر را نیز در صد درجه بجوشان تا حلال گردد .از این هم بگذریم ...

روزی در مینی بوسی نشسته بودم تا از گرگان به طرف اق قلا بیایم . جوان ترکمنی که میشناختم به من سلام کرد و در صندلی جلویی نشست . هنوز وقت داشتیم تا صندلیهای مینی بوس پر شود . یک ماشین سواری آمد در جلوی گاراژ یعنی در مقابل مینی بوس ،جوانی را پیاده کرد  که بهایی بود یعنی می شناختمش . جوان ترکمن همینکه ایشان را دید سریع از جایش بلند شد و بیرون رفت ، چند لحظه طول نکشید  همهمه ای  از بیرون شنیدیم ، دیدیم که جوان ترکمن  آن جوان بهایی را با چاقو کشته بود !! خلاصه بعدا شنیدم که خانواده مقتول  از قاتل شکایتی نکرده است . البته  شکایت هم میکرد  به جایی نمی رسید چون با سیاستی که جمهوری اسلامی نسبت به بهابیها دارد  شاید قاتل به دریافت جایزه نیز نائل می آمد . از این هم بگذریم ...

ادمین ادامه داد : اگر کسی یک بهایی را بکشد ما از در انتقام نمی آئیم ، انتقام در آیین ما جایی ندارد . والله این یکی آموزش بدی نبود ،

خلاصه من که مسلمان بودم و بعد کمونیست شدم ، کمونیستها را نیز دیدم  سرشان به سنگ خورد و خواستم دوباره مسلمان بشم ، حالا  نه مسلمان خوبی هستم ونه کافر خوب ،یعنی هرهری مذهبم ، میخواستم به ماتقلیچ دده بگم جای ما در میان دیوانگان خواهد بود ...

 ماتقلیچ دده در حالیکه کاسه گلدارش را بالا میکشید ، بیتی را با خود زمزمه میکرد ...

افسانه عقل و دین یکباره رها کردم -  دیگر باکی نبود دیوانه خطابم ده .

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 22:38  توسط تایاق  | 

لنگه کفش

شنیده بودیم  خانمها برای اعتراض ، لنگه کفش خود را بسوی شوهرشان پرتاب میکنند ، بی پیاز بوش چقدر تمرین کرده بود که  چنان جا خالی داد که در یک روز تبدیل به بازیهای رایانه ای شد. سر انجام قیمت کفش بی در و پیکر منتظرالزیدی خبرنگار شبکه تلويزيوني بغداديه  نیز به 500 هزار دلار رسید ، چه باید گفت ؟   وقتیکه  خود انسان را به زنّاری نمیخرند  ، حاضرند به کفشهایش  میلیونها دلار بدهند

عجب دوره زمانه ای شده ،  بوش بخاطر دموکراسی موشکهای دوازده متری پرتاب میکند دیگری  وجود دموکراسی را با پرتاب کفشهایش به نمایش میگذارد . ما که مانده ایم ، چه وجه تشابهی میتواند  بین کفش ها و موشکهای دوازده متری باشد ؟

به ماتقلیچ دده گفتم : بلآخره رئیس جمهوری آمریکا با آقای مالکی نخست وزیر عراق توافقنامه امنیتی واشنگتن و بغداد را که امضاء کرده اند .

ماتقلیچ دده گفت : بک ارباب و ده نوکر شنیده بودیم اما یک نوکر و ده ارباب نشنیده بودیم . فکر نمیکنم کله خاکستری با افکار بور مطابقت داشته باشد ، هرچند میگویند یک تضمین کافر بهتر از قول یک مسیح است ولی باید مواظب بود قرب سلطان آتش است ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 2:31  توسط تایاق  | 

قربان بایرامنگیز قوتلی بولسین

عید سعید قربان به تمامی مسلمانان مبارک باد .

راستی اگر گوسفند بودید و  به قربانی انتخاب می شدید چه احساسی داشتید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 20:43  توسط تایاق  | 

دادستان قم: استان قم در کشور رتبه اول امنیت را دارا می‌باشد

وي با اشاره به فعاليت رمالان و دعانويسان در قم تصريح کرد: متأسفانه بازار فعاليت اين افراد در قم گرم است و شهروندان زيادي نيز به خصوص بانوان گول چنين افرادي را مي‌خورند در حالي که بسياري از اين افراد حتي سواد خواندن و نوشتن را ندارند و خود دچار مشکلات و بيماري ‌هاي زيادي هستند.

ماتقلیچ دده گفت : امنیت را بزرگان صبور و کاردان باید به جامعه ببخشند ، آنها نیز دست پرورده قم بوده ، سهره رنگ کرده را به جای بلبل میفروشند . لازم نیست  برای شناخت بیماریهای رمالان و دعانویسان سواد یاد بگیرید ، کافی است به صدای بلبل آنها  گوش دهید که چگونه امنیت را بر هم میزنند ...

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 1:47  توسط تایاق  | 

ازدواج تنها راه خنثی سازی بمب

حجت‌الاسلام والمسلمين حاج علي اكبري رييس سازمان ملي جوانان گفت: از نظر ما بمب جنسي در كشور، خطرناك‌تر از بمب و موشك دشمن است و نيازهاي جنسي نيز با ازدواج حل مي‌شود.

شنیده بودیم ازدواج از سنت پیامبر است ولی نشنیده بودیم که چاشنی خنثی سازی بمب است. شنیده بودیم که انسان جانشین خدا در زمین است ولی داریم میشنویم که جانشین خدار در زمین حامل بمب  است  . شنیده بودیم  بهشت زیر پای مادران (زنان ) است ولی نشنیده بودیم آنها ازدواج کرده تولید بمب میکنند . والله کشف بزرگی است که این حاج آقا چطور از روی بمب به معراج میرود ؟

به  ماتقلیچ دده گفتم : برای خنثی سازی بمبها ، قالبا سیم آنها را با مهارت قطع میکنند .  ولی برای خنثی سازی بمب حاج علی اکبری باید سیمها را بهم وصل کرد یعنی  هزینه بردار است ، با تورم اقتصادی که  جامعه دارد جز قرض کردن راه دیگری برای ازدواج نمی ماند ؟

ماتقلیچ دده گفت : آی بی پیاز ، با قرض اگر داماد شدی با خنده  خداحافظی کن ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 23:15  توسط تایاق  | 

ماکیاولی  و چاقو کشی احمدی نژاد

به ماتقلیچ دده گفتم : لطفا  جمله معروف ماکیاولی  (هدف وسیله را توجیه میکند ) را بزبان ساده  توضیح دهید .

ماتقلیچ دده به سخنرانی احمدی نژاد در زنجان بسنده کرد : اگر بدخواهان به حقوق ملت ايران تجاوز كنند اين ملت با چاقوي زنجان دست و پاي آنها را قطع مي‌كند.

از روی کنجکاوی پرسیدم ، اگر احمدی نژاد در ترکمنصحرا سخنرانی میکرد ، نظر ماکیاولی به چه شکلی تعمیم می یافت ؟ ماتقلیچ دده  ایچمه گش را روی گردنش کشید و ، گفت : اگر ترکمنها با طرح مسئله ملی بخواهند تمامیت ارضی ایران را بهم بزنند ، همه را به دریای خزر خواهم انداخت .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 1:51  توسط تایاق  | 

عشق هاشمی


به گزارش الف از خبرگزاري دانشجويان ايران، آيت الله هاشمي رفسنجاني در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان مبني بر رابطه وي با مقام معظم رهبري اظهار كرد: من فكر مي‌كنم در اين كشور دو نفر كه از من و رهبري به هم نزديك‌تر باشند  پیدا نمی کنید .                                                                             
وي همچنين در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اين‌كه آيا ايشان را همچنان دوست مي‌داريد؟ گفت: خيلي. عشقم آقاي خامنه‌اي است. ما ‌٥٠ سال است كه رفيق صميمي و يار غار هستيم و اسرار جدايي نداريم . او رهبر است ، من راهرو .

ماتقلیچ دده گفت :  گوسفندی که  نصیحت از گرگ می پذیرد ، باخته است ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 23:50  توسط تایاق  | 

صد رحمت به کفن دزد اولی

برو عزیزم ، شما صداقت نداشتی .

آقای محصولی در پشت میز پارلمان گفت : من ۱۶۰ میلیارد تومان را در عرض ده سال  جمع کرده ام ، این امانتی است که امام زمان بمن سپرده ، انشالله بموقع ظهورش مصرف خواهد شد ... مجلس به صداقت محصولی آفرین گفته  ، صلاحیت را با صدارت یکجا دادند ...

ماتقلیچ دده گفت : خوشا به حال کسانیکه مردند و آواز ترا نشنیدند ...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 22:30  توسط تایاق  | 

گرز گران گرزین            

سرهنگ جعفر گرزین فرماندار شهر گرگان جنجال آفرید. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بارش نیوز، گرزین بهنگام مراجعه به هتل آذین و به دلایلی که روشن نیست با طهماسبی فر مدیر این هتل درگیری پیدا کرده و ضمن فحاشی لگدی نیز حواله این مدیر محترم می نماید

از بی اخلاقی های فرماندار کنونی شهر گرگان می توان، زدن سیلی به صورت نیرومند مدیر مسئول نشریه ستاره گلستان، لگد پراکنی به عکاس نشریه سلیم، تهدید به کوبیدن مشت به فرماندار اسبق گرگان و... اشاره نمود . البته قابل ذکر است نماینده فعلی بندر ترکمن نیز رقیب ترکمنی خود را در ملاء عام با ضربات کونگ فو ضربه فنی کرده است . حالا که  تیمهای والیبال ترکمنصحرا بدون حمایت مالی زمین گیر شده ، جهت هماهنگ شدن تیم کاراته  به فدراسیون  تربیت بدنی استان گلستان  پیشنهاد میشود در صورت امکان  برای آموزش کاراته به مربیگری آقای گرزین (فرماندار گرگان ) و به سرپرستی نماینده مجلس بندر ترکمن ،  اقدامات لازم را بعمل آورند تا به فرماندار گنبد و آق قلا و دیگر مسئولین اداری منطقه آموزشهای لازم را بدهند ...

ماتقلیچ دده گفت : آی سرهنگ بی پیاز ، از بس که سر را سرسری میتراشی نه سر مانده نه سامان  . حق با شماست ،گویند : گربه تنبل را موش طبابت میکند ...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 20:15  توسط تایاق  |