|
|
|
|
|
جعبه سیاه در ترکمنصحرا به ماتقلیچ دده گفتم : همانطوریکه در ایران بر طبل انتخابات ریاست جمهوری می کوبند ، شیپور انتخابات را در ترکمنصحرا خونه به خونه دمیده ، بشارت میدهند که خوشبختی در داخل جعبه سیاه است ... ماتقلیچ دده گفت : آی بی پیاز ، وقتیکه هفتاد میلیون مسافر سقوط کرده ، جان به جانان تسلیم کنند ، خواندن جعبه سیاه به چه کار آید ...
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 2:31 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
داشتم شعری از مختومقلی را زمزمه میکردم ،
مختومقلی بیر قول دیر ( مختومقلی یک خدمتگذار است ) قوللوغینا قایل دیر ( و راضی به خدمتگذاری) آقماق اوزون ، عاقل دیر( نادان خود را عاقل پندارد ) تنتک اوزون ساغ سایار (ابله خود را سلیم ) ماتقلیچ دده گفت : ابله نه تنها خود را سالم می پندارد ، بلکه سرنوشت ما دست ابله است...
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 1:55 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
فرق دو مدیر
از ماتقلیچ دده پرسیدم : فرق مدیریت آقای احمدی نژاد (رئیس جمهور ایران ) با خانم آنگلا مرکل (رئیس جمهور آلمان) در چیست ؟ ماتقلیچ دده گفت : در دولت احمدی نژاد قانون در پایتخت و هیئت دولت خانه به خانه می گردد . در دولت خانم مرکل ، هیئت دولت در پایتخت ، قانون خانه به خانه می گردد ...
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 10:58 توسط تایاق
|
|
||
|
|
|
|
|
من شاعر روشنفکری را دیدم که هزار بار به دیکتاتور دعا کردم ... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 13:51 توسط تایاق
|
|
||