تبليغاتX
تایاق - طنز از تایاق - 03.06.2009
طنز
داشتم  شعری از مختومقلی را زمزمه میکردم ،

مختومقلی بیر قول دیر ( مختومقلی  یک خدمتگذار است )

قوللوغینا قایل دیر  ( و راضی به خدمتگذاری)

آقماق اوزون ، عاقل دیر(  نادان خود را عاقل پندارد )

تنتک اوزون ساغ سایار  (ابله خود را سلیم )

ماتقلیچ دده گفت : ابله نه تنها خود را سالم می پندارد ، بلکه  سرنوشت ما دست ابله است...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 1:55  توسط تایاق  |